محمد حسن خان اعتماد السلطنه
667
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
تعاقب نموده گرفتند و نزد امير تيمور آوردند به موجب نگارش تاريخ حبيب السّير چون امير تيمور ايلدرم بايزيد خان را بديد نهايت اكرام را دربارهء او مرعى و منظور نموده تشريفى شاهانه به بالاى والاى سلطان عثمانى پوشانيد و با فرط مهربانى وعدههاى نيكو به او داد و چون ايلدرم بايزيد خان آن ملاطفت و ملايمت را ملاحظه نمود اظهار داشت كه فرزندانم موسى و مصطفى در جنگ با من بودند امير تيمور مقرّر فرمايد ملازمان به تفحّص پرداخته هركدام را كه زنده يابند نزد من آورند ، امير تيمور حكم كرد و بعد از چند روز موسى را پيدا كرده نزد امير تيمور آوردند امير تيمور او را نزد پدر جا داد و پس از دستگير شدن ايلدرم بايزيد خان خرگاهى به حكم امير تيمور در نزديكى سراپردهء اين پادشاه براى ايلدرم بايزيد خان افراشته بودند ، و حسن برلاس و بايزيد چمپاى مأمور محارست سلطان عثمانى گرديدند . ايلدرم بايزيد خان در همان حالت اسيرى بدرود زندگانى نمود و بعد از فوت او هرجومرج در مملكت او روى داد و مدّت يازده سال اولاد او بر سر سرير سلطانى كشمكش و مخالفت داشتند ، آخر الامر در ادرنه امرا و اعيان سليمان نام پسر ايلدرم بايزيد خان را به سلطنت برداشتند و در بروسه امرا و اعيان اين طرف پسر ديگرش موسى نام را سلطان نمودند . و بعضى از مورّخين جنگ امير تيمور و ايلدرم بايزيد خان و اسر او را در حوادث سنهء هشتصد و پنج هجرى نوشتهاند چنان كه مورّخين فرنگ نيز در سال هزار و چهارصد و دو عيسوى نوشتهاند ولى روايت اصحّ و حق اينست كه آخر سنهء هشتصد و چهار هجرى اتّفاق افتاده چنان كه ما روز آن را نيز معيّن نمودهايم . [ سنهء 805 هجرى - سنهء 1402 مسيحى ] آسيا - گرفتن عساكر امير تيمور قلعهء ازمير را كه در تصرّف فرنگ بود . وفات ايلدرم بايزيد خان در آقشهر در روز پنجشنبه چهاردهم شعبان به مرض خناق و ضيق النّفس . وفات اميرزاده محمّد سلطان در هيجدهم ماه شعبان . دادن امير تيمور حكومت شيراز را به اميرزاده پير محمّد شيخ و حكومت اصفهان را به اميرزاده ميرزا رستم . توجّه امير تيمور به طرف گرجستان و چون به قارص رسيد به خيال مرمّت بغداد افتاده ايالت عراق عرب را تا واسط و بصره و كردستان و ماردين و ساير قلاع